«کم گوی و گزیده گوی چون دُر
تا ز اندک تو جهان شود پُر»
در این بیت، شاعر توصیه میکند که سخنان کوتاه اما ارزشمند و مانند مروارید (دُر) بیان شوند تا با همین کلمات اندک، تأثیر گستردهای در جهان داشته باشند. در ادامه این مطلب که در سایت آدینوشاپ تهیه شده است، معنای ضرب المثل و تاریخچه کم گوی و گزیده گوی و همچنین مثالهایی از این ضربالمثل آورده شده است.
معنای ضربالمثل
این ضربالمثل بر اهمیت کیفیت بر کمیت در سخنگفتن تأکید دارد. به این معنا که بهتر است کمتر صحبت کنیم، اما هر کلمهای که میگوییم، دارای ارزش و معنا باشد. این رویکرد نهتنها از پرحرفی و گفتار بیهوده جلوگیری میکند، بلکه باعث میشود سخنان ما تأثیرگذارتر و ماندگارتر باشند.
ریشه و تاریخچه
همانطور که اشاره شد، این ضربالمثل از بیت نظامی گنجوی در «لیلی و مجنون» گرفته شده است. نظامی در این اثر، پندهایی به فرزند خود میدهد و بر اهمیت کمگویی و گزیدهگویی تأکید میکند. این توصیه در ادبیات فارسی و فرهنگ ایرانی جایگاه ویژهای دارد و در آثار شاعران و نویسندگان مختلف به آن اشاره شده است.
کاربرد در زندگی روزمره
در زندگی روزمره، این ضربالمثل به ما یادآوری میکند که بهجای پرحرفی و گفتار بیهوده، بهتر است سخنان خود را با دقت انتخاب کنیم و تنها مطالبی را بیان کنیم که دارای ارزش و اهمیت هستند. این رویکرد میتواند در روابط اجتماعی، محیط کار و حتی در نوشتار و ارتباطات نوشتاری مفید باشد.
تجربه شخصی از کاربرد ضرب المثل در زندگی
یادم هست سالها پیش در یک جلسه کاری بسیار مهم شرکت کرده بودم. یکی از همکارانم، که تخصص عجیبی در تحلیل دادهها داشت، بیست دقیقه تمام با حرارت حرف زد. نمودار پشت نمودار نشان داد و از کلمات دهانپرکن استفاده کرد. راستش را بخواهید، اواسط صحبتش من و بقیه مدیران عملاً تمرکزمان را از دست داده بودیم و فقط به ساعت نگاه میکردیم.
وقتی حرفش تمام شد، سکوت سنگینی اتاق را گرفت. همه گیج شده بودند. در آن لحظه، مدیر ارشد که تا آن زمان فقط گوش داده بود، رو کرد به جمع و فقط در یک جمله گفت:
«مسئله این نیست که چقدر هزینه کردهایم، مسئله این است که با این روند، تا ماه آینده سهم بازار را به رقیب واگذار میکنیم.»
آن یک جمله، مثل یک سیلی هوشیارکننده بود. تمام آن بیست دقیقه حرفهای همکارم در برابر آن یک خط کوتاه، رنگ باخت. آنجا بود که با تمام وجود درک کردم «کم گوی و گزیده گوی چون در» یعنی چه؛ یعنی کلامی که صیقل خورده، فشرده شده و درست به هدف میخورد، بسیار ارزشمندتر از اقیانوسی از کلمات سطحی است. گاهی موقعیتهای خاصی برای ما پیش آمده که احساس کردهایم، زیادهگوییهایی که داشتیم، باعث شده حرف اصلی ما شنیده نشود.
مثالهایی از ادبیات فارسی
شاعران و نویسندگان بسیاری در ادبیات فارسی به اهمیت کمگویی و گزیدهگویی اشاره کردهاند. برای مثال، سعدی در گلستان میگوید:
«سخن گرچه دلبند و شیرین بود
سزاوار تصدیق و تحسین بود
چو یک بار گفتی مگو باز پس
که حلوا چو یک بار خوردند، بس»
این بیت نیز بر اهمیت اختصار و پرهیز از تکرار بیهوده تأکید دارد.
نتیجهگیری
ضربالمثل «کم گوی و گزیده گوی چون دُر» به ما میآموزد که در سخنگفتن، کیفیت را بر کمیت ترجیح دهیم و با انتخاب کلمات مناسب و ارزشمند، تأثیر بیشتری بر مخاطبان خود بگذاریم.









